شب قبل از ترور چه مسائلی بین شهید صیاد شیرازی و خانواده گذشت؟
آن سال من سوم دبیرستان بودم و شب شهادت ایشان، شب امتحان درسی بنده هم بود و برای استفاده از محضر ایشان و طرح مسائل درسی خود به ایشان مراجعه کردم؛ چراکه بر ریاضیات و زبان انگلیسی تسلط کاملی داشتند.
ایشان هم تازه از سفر مشهد مقدس و زیارت امام رضا (ع) و دیدار با والده برگشته بودند و روحیه معنوی قوی هم در وجودشان بود و این روحیه معنوی را به فضای خانواده نیز انتقال داده بودند.
در صبح روز ترور شما در صحنه حاضر بودید، واقعه ترور ایشان چگونه بود؟
در روز ترور من و برادرم برای رفتن به مدرسه آماده شده بودیم و قرار بود که پدرم ما را به مدرسه برسانند. بنده کمی زودتر وارد حیاط شدم و پدرم از حسینیهای که در طبقه پایین منزل ما بود با دو کیفی که در دست داشتند خارج شدند و آن دو کیف را در صندق عقب ماشین قرار دادند. بنده هم کیف مدرسه خودم را در ماشین گذاشتم و در پارکینگ را باز کردم و ایشان ماشین را ساعت شش و 30 دقیقه بود که از پارکینگ منزل خارج کردند و چند دقیقهای برای اینکه برادرم هم به ما ملحق بشوند در مقابل در منزل توقف کردند.
در این لحظه من مشغول بستن در پارکینگ بودم و شخصی را دیدم که با لباس نارنجی رنگ شهرداری در حالی که ماسک به صورت و یک جارو در دست داشت، به ماشین نزدیک شد و نامهای را به پدرم داد و در حالی که پدرم مشغول مطالعه این نامه بودند، این فرد اسلحهای را از لباس خودش خارج کرد و چهار گلوله به سر ایشان شلیک کرد و به سرعت به سمت کوچه پایینی منزل ما فرار کرد. در همان لحظه صدای موتوری را شنیدم؛ لذا به احتمال زیاد این فرد تنها نبود.
وقتی بنده صدای تیر را شنیدم به سمت ماشین حرکت کردم و پدرم را غرق در خون دیدم و دیگر اعضای خانواده نیز که صدای شلیک را شنیده بودند به سمت در منزل آمدند و ما به سرعت ایشان را به بیمارستان رساندیم؛ ولی به دلیل اینکه گلولهها به نقطه حساس بدن ایشان یعنی سر، مغز و جمجمه اصابت کرده بود به فیض شهادت نائل شدند.
در مورد پیگیری پرونده ایشان چه مراحلی توسط خانواده، وکلای شما و دولت طی شده است؟
در حال حاضر پرونده ترور شهید صیاد شیرازی در حال بررسی است و بنده نیز به عنوان شاکی و شاهد دنبال این کار هستم و همه نهادهای قضایی از جمله قوه قضائیه زحمت کشیدهاند.
این پرونده به فضای بینالمللی و در یک دادگاه بیطرف در کشور فرانسه پیگیری میشود و طرح دعوا و شکایت خانواده را مطرح کردم و چگونگی به وقوع پیوستن را هم برای مسؤولان این دادگاه شرح دادم و اسناد و مدارکی را در اختیار آنها گذاشتم، ولی همچنان نتیجه قطعی برای بیان حاصل نشده است.
خود شما این شکایت را طرح کردهاید؟
نه، شکایت از سوی خانواده طرح شده ؛از همان 10 سال پیش وقتی پرونده وارد پروسه قضائی شد، وکلای ما نیز گرفته شد و زمانی که قرار شد در فرانسه نیز طرح دعوا صورت بگیرد، به دلیل اینکه خود سازمان مجاهدین خلق (منافقین) این ترور را بر عهده گرفتند، لذا شکایتها از این سازمان صورت گرفت.
تحلیل خود شما برای به نتیجه رسیدن این پرونده و بازداشت عاملان این ترور چیست؟
من متناسب با سند و مدارک موجود صحبت میکنم؛ اما خود سازمان مجاهدین خلق این ترور را براساس اخبار منتشر شده از سوی آنها در اینترنت و هم براساس فیلمهایی که منتشر کردهاند، بر عهده گرفتند و دادگاه فرانسه و مسؤولان قضائی آن کشور نیز متوجه این قضیه شدهاند و در حال بررسی دیگر ابعاد این ترور هستند.
سازمان مجاهدین خلق نیز علت ترور ایشان را مقابله با منافقین در عملیات مرصاد عنوان و این سخنان خود را با فیلم و برخی اسناد مطرح کردهاند.
آیا این سازمان به اهداف خود در ترور شهید صیاد شیرازی دست پیدا کرده است؟
این افراد اهدافشان برای شهید صیاد شیرازی در حوزه اهداف سازمان مجاهدین خلق بود و به دنبال منافع گروهی و سازمانی خودشان بودند و تنها به دنبال سرکوب کردن افرادی مانند شهید صیاد شیرازی؛ چراکه چنین شخصیتهایی را مخالف و مانع تحقق اهداف خودشان میدانند.
بر عهده گرفتن این ترور از سوی مجاهدین خلق نشانه چیست؟
این امر نشان میدهد که این افراد یک برنامه آنی نداشتند؛ بلکه از مدتها قبل برای ترور ایشان برنامهریزی کرده بودند تا راه اجرای برنامههای خود را باز کنند و به دنبال فرصت مناسب برای تحقق این امر بودند. شاید این زمان را که ایشان راننده و محافظ نداشتند، بهترین فرصت برای ترور دیدند.
چرا ایشان راننده و محافظ نداشتند؟
ایشان یک خصوصیتی که داشتند این بود که مردمی بودند، سعی میکردند به کسی زحمتی ندهند؛ هم خودشان رانندگی کنند، هم از محافظ استفاده نکنند.
من یادم هست کسانی هم این حرف را به ایشان میزدند، ایشان جواب میداد که محافظ هم، بنده خداست. تا آنجا که میتوانستند سعی میکردند احساس مسؤولیت در این مسأله داشته باشند و نمیخواستند کسی را به زحمت و خطر بیندازند.
ضمن اینکه این مسأله حفاظت ایشان، برای خانوادهشان هم محرومیتهایی را میآورد؛ بالاخره هر جایی میرفتند باید با یک گروهی میرفتند. ولی با عدم حضور محافظ از نزدیک میتوانستند با بچهها و خانواده باشند.
البته تا حدودی در این امر غفلت شد و همیشه گفتهایم که هم در آن زمان و هم امروز برای برخی از شخصیتهای ما غفلت صورت میگیرد و نظر من این است که باید این حفاظت در مورد افرادی که شخصیت مردمی دارند، به صورت نامحسوس انجام شود.
چه خصلتهایی در شهید صیاد شیرازی وجود داشت که شخصیت او را فردی مردمی کرده بود؟
یکی از ویژگیهای ایشان غیر از اخلاق خوب و مهربانی که با مردم و خانواده و با طبقات مختلف جامعه داشتند، شرکت در نماز جمعه بود بدون اینکه در محل مخصوص شخصیتها حضور پیدا کنند و در صفهای عقب و در کنار قشرهای مختلف مردم حضور پیدا میکردند.
شهید صیاد شیرازی بدون هیچ تشریفاتی در جلسات مذهبی و در کنار مردم حضور پیدا میکردند و یکی از جلساتی که ایشان شرکت میکردند و به آن علاقه داشتند، جلسات حاج آقا مجتبی تهرانی بود که محفلی برای جوانان بود و ایشان هم در کنار مردم مشغول یادداشت مطالب آموزنده این جلسات بودند.
شهید صیاد شیرازی به فقرا و نیازمندان رسیدگی زیادی داشتند و حتی اکثر این افراد که به صورت آبرومند اما در فقر زندگی میکردند، اگر شهید صیاد شیرازی متوجه میشدند حتماً به آنها از نظر مالی و معنوی کمک میکرد و در مجموع رابطه صمیمی با مردم داشتند. شهید صیاد شیرازی تا جایی که توان داشت تلاش میکرد مشکلات مردم را حل کند و تا میتوانست جواب رد به درخواست آنها نمیداد.
تصویری که جامعه و مردم ما از این حادثه در خاطر دارند حضور مقام معظم رهبری در مراسم تشییع پیکر ایشان هست. نحوه حضور ایشان را شرح میدهید؟
شب تشییع پیکر ایشان خانواده در غسالخانه با پدرم آخرین صحبتها و وداعها را انجام دادند و به ما گفته شد که قرار است مراسم تشییع پیکر ایشان در ستاد کل نیروهای مسلح انجام شود و قرار شد مراسم ایشان در همان محل کار ایشان برگزار شود.
در این مراسم به ما خبر دادند که مقام معظم رهبری هم در مراسم حضور پیدا کردهاند که بنده به دلیل اینکه توفیق دیدار ایشان را تا آن زمان نداشتم، اولین دیدارم در کنار تابوت پدرم با ایشان بود و زمانی که با ایشان مواجه شدم اول خم شده تا پای ایشان را ببوسم و ارادت خودم را به ایشان نشان بدهم و ایشان هم ما را مورد مهر و محبت خود قرار دادند و روزهای بعد از تلویزیون بوسیده شدن تابوت پدرم را توسط مقام معظم رهبری دیدم.
در آن دیدار به مقام معظم رهبری گفتم که ایشان در راه امام حسین (ع) شهید شدند که ایشان لبخند محبت آمیزی به بنده زدند و مادر بنده نیز به ایشان گفتند: «برای ما دعا کنید تا همه ما به گونهای شهید شویم» و مقام معظم رهبری هم پاسخ دادند «شهادت افتخار همه ماست» و بعد از این مراسم صبح روز بعد زمانی که بر سر مزار ایشان حاضر شدیم دیدیم که مقام معظم رهبری نیز در آنجا از صبح زود حضور پیدا کردهاند و مادر ما به ایشان گفتند: «از بس که گریه کردهاند دیگر توان و قوت اشک چشم ایشان خشک شده است» و مقام معظم رهبری در پاسخ فرمودند: گریه کردن برای شهید صیاد شیرازی بسیار تسکین دهنده است و شما شریک زندگی ایشان بودید و صبر و همراهی که با ایشان در طول دفاع مقدس و پس از آن داشتید به طور حتم شما را در پاداش شهادت ایشان شریک میکند.
از آن لحظهای که برای دریافت درجه سپهبدی خدمت مقام معظم رهبری رفته بودید، میفرمایید؟
به خانواده ما گفته شد که یکی از اعضای خانواده باید برای دریافت درجه به نیابت از این شهید خدمت مقام معظم رهبری بروند و لذا چون هم بنده علاقه بسیاری به دیدار دوباره ایشان داشتم و هم شرایط روحی من بهتر از دیگر اعضای خانواده بود، لذا بنده به دیدار ایشان رفتم.
قرآنی هم در این دیدار با خود خدمت مقام معظم رهبری برده بودید، از این قرآن بفرمایید.
بله در این دیدار یک قرآن همراه خودم بردم تا مقام معظم رهبری مطالبی را در ابتدای این قرآن بنویسند و مقام معظم رهبری نوشتند: بسمالله الرحمن الرحیم جوانی را در راه خودسازی روحی، جسمی و فکری مغتنم بشمارید و نماز را با توجه و حضور قلب بخوانید و با قرآن عزیز انس پیدا کنید و فضای معطر شهادت را که زندگی شما را معطر کرده قدر بدانید و بنده نیز تلاش میکنم زندگی خود را بر همین اساس پایهگذاری کنم و از ایشان خواستم تا برای ما دعا کنند.
پدرتان معمولاً تأکیدات و سفارشات ویژهای هم به شما داشت؟
توصیه همیشگی پدرم ایستادگی بر سر هدف و دفاع از کلمه حق در هر شرایطی بود و تأکید داشتند که این 2 امر مهم تنها در سایه قرار گرفتن در خط اصیل ولایت حاصل میشود.
پدرم توصیه همیشگیشان این بود که تبعیت از ولایت، در همه جا و در همه حال معیار ما در تمامی گزینشها اشاره ایشان است. به یاد دارم که پدرم در زمان شهادت شهید لاجوردی گفتند: برای رساندن پرچم مقدس انقلاب به صاحب اصیلش حضرت مهدی (عج)، باید در ولایت ذوب شد.
اما شهید صیاد شیرازی بیشتر تلاش میکردند تا در عمل خود بسیاری از خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی را به ما بیاموزند و حتی در مسائل انقلابی، اجتماعی و اسلامی را به ما به همین روش انتقال میدادند.
ایشان یک توصیه را به عنوان وصیت به ما گفتند و آن هم نماز اول وقت بود واین وصیت را در یکی از نمازهای جماعتی که در منزل داشتیم در بین دو نماز به خانواده گفتند: «تنها وصیت من این است که تلاش کنید نمازهای خود را اول وقت بخوانید» و این حرف را یک هدیه از سوی خود به ما ارائه کردند.
هر جمعه در بین مردم به نماز میایستادند و آن را به هر برنامه دیگری اولویت میدادند و همیشه به من توصیه میکردند که نماز جمعه، مرکز وحدت، عشق و ایمان به رهبری است. ایشان در قنوت هم دعاهای مختلف را میخواند ولی در پایان قنوت دعای «اللهم اید
آیت الله العظمی خامنهای اللهم حفظه و وفقه و ثبته» را همیشه قرائت میکردند.
اگر روزی با ضارب شهید صیاد شیرازی مواجه شوید چه حرفهایی میزنید؟
ما همین روحیهای که امروز داریم، در همان روز هم تلاش میکنیم با روحیه تعقل از این فرد اهدافش را سوال کنیم و از رفتارهای غیرمنطقی خودداری خواهیم کرد و تنها به دنبال اجرای حکم قانون شرع و اسلام مانند امروز خواهیم بود و اینگونه برخورد کردن اشتباهات آن فرد را به وی متذکر میشود.